کولی
کولی
  
 
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 1 شهریور ماه سال 1387
سفر ...

بالاخره رفتنی شدیم ...

فردا

ساعت هفت

بیاین دمه پنجره از تو هوا دست تکون میدم !

شب بر همه گان خوش و خرم !‌

از همکاریه شما صمیمانه تشکر می کنیم ...


 
دوشنبه 28 مرداد ماه سال 1387

شیخی به زن فاحشه ای گفت مستی

هر لحظه به دام دگری پا بستی

گفتا: شیخا هر آنچه گویی هستم

اما تو چنان که می نمایی هستی؟


 
دوشنبه 28 مرداد ماه سال 1387
احسان !‌

سلام اوستا کریم ...

بازم که زد حال زدی

اصلا کمکم کن بفهمم که اگه قرار آدما بمیرن چرا بوجود اومدن ؟!‌

چرا با این سن کم ؟!‌

ما که از این اومدن رفتن چیزی نفهمیدیم !‌

خودت احسان   بیامرزش !‌


 
چهارشنبه 23 مرداد ماه سال 1387
a question

یه عالمه تایپ کردم ولی یهو هوس کردم با این جمله عوضشون کنم 

.

.

از خودت بپرس :

.

.

.

اگه امروز من نبودم چی میشد !‌


 
سه شنبه 22 مرداد ماه سال 1387
restart

این بار از کجا شروع کنم ؟‌ خدا ؟‌ روزگار ؟‌ عاطفه ؟‌  کار ؟‌ شعر ؟ غم ؟‌ سکس ؟‌ جوک ؟‌  دانشگاه ؟‌

نه حس هیچی  نیست دیگه !‌

می خوام یه جور دیگه باشم ... می خوام دیگه چزی نخوام ...

سرباز که بودم  همش می گفتم  اگه تموم شه ... ولی الان روزام خیلی بی محتوا تر از سر بازی شده !‌

نفهمیدم چی شد ؟‌

نفهمیدم کی  ۲ ترم مشروط شدم ...  نفهمیدم کی ...

مثل قبلا ادامه میدم ...

احتیاج به هیچیو هیچ کس ندارم ...

پررو ... مغرور ...

کسی نیست ؟‌ به درک !‌

چیزی کم دارم ؟ به درک  ‌!‌

بازم می تونم باشم !‌ همونطوری !

درس ؟

کار ؟

کی آخه اینا سخت بودن واسم که الان بشن ...

نه من دارم راه و اشتباه میرم ... این راهی نبود که من می خواستم ...

عوض می کنم ...

از اول می شم 

ok

.

.

restart

.

3

.

2

.

1


 
دوشنبه 21 مرداد ماه سال 1387
Justin timberlake

Hey girl, is he everything you wanted in a man?
You know I gave you the world
You had me in the palm of your hand
So why your love went away
I just can't seem to understand
Thought it was me and you babe
Me and you until the end
But I guess I was wrong

Don't want to think about it
Don't want to talk about it
I'm just so sick about it
Can't believe it's ending this way
Just so confused about it
Feeling the blues about it
I just can't do without ya
Tell me is this fair?

Is this the way it's really going down?
Is this how we say goodbye?
Should've known better when you came around
That you were gonna make me cry
It's breaking my heart to watch you run around
'Cause I know that you're living a lie
That's okay baby 'cause in time you will find...

What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around

Now girl, I remember everything that you claimed
You said that you were moving on now
And maybe I should do the same
Funny thing about that is
I was ready to give you my name
Thought it was me and you, babe
And now, it's all just a shame
And I guess I was wrong

Don't want to think about it
Don't want to talk about it
I'm just so sick about it
Can't believe it's ending this way
Just so confused about it
Feeling the blues about it
I just can't do without ya
Can you tell me is this fair?

Is this the way things are going down?
Is this how we say goodbye?
Should've known better when you came around (should've known better that you were gonna make me cry)
That you were going to make me cry
Now it's breaking my heart to watch you run around
'Cause I know that you're living a lie
That's okay baby 'cause in time you will find

What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around

What goes around comes around
Yeah
What goes around comes around
You should know that
What goes around comes around
Yeah
What goes around comes around
You should know that

Don't want to think about it (no)
Don't want to talk about it
I'm just so sick about it
Can't believe it's ending this way
Just so confused about it
Feeling the blues about it (yeah)
I just can't do without ya
Tell me is this fair?

Is this the way things are going down?
Is this how we say goodbye?
Should've known better when you came around (should've known better that you were gonna make me cry)
That you were going to make me cry
Now it's breaking my heart to watch you run around
'Cause I know that you're living a lie
But that's okay baby 'cause in time you will find

What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around
What goes around, goes around, goes around
Comes all the way back around

[Comes Around interlude:]

Let me paint this picture for you, baby

You spend your nights alone
And he never comes home
And every time you call him
All you get's a busy tone
I heard you found out
That he's doing to you
What you did to me
Ain't that the way it goes

You cheated girl
My heart bleeds girl
So it goes without saying that you left me feeling hurt
Just a classic case
A scenario
Tale as old as time
Girl you got what you deserved

And now you want somebody
To cure the lonely nights
You wish you had somebody
That could come and make it right

But girl I ain't somebody with a lot of sympathy
You'll see

(What goes around comes back around)
I thought I told ya, hey
(What goes around comes back around)
I thought I told ya, hey
(What goes around comes back around)
I thought I told ya, hey
(What goes around comes back around)
I thought I told ya, hey

[laughs]
See?
You should've listened to me, baby
Yeah, yeah, yeah, yeah
Because
(What goes around comes back around)
[laughs]


 
جمعه 11 مرداد ماه سال 1387
Baby join me in death

 
سه شنبه 8 مرداد ماه سال 1387

اااااه .... فکر کن !‌

فکر کن ۲ هفته دیگه زنده باشی !‌


 
یکشنبه 30 تیر ماه سال 1387
سلام فاحشه

تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما

میخواهم برایت بنویسم

شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان ! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام

راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟

تن در برابر نان ننگ است

بفروش ! تنت را حراج کن من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان

شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین

شنیده ام روزه میگیری

غسل میکنی،

نماز میخوانی،

چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،

رمضان بعد از افطار کار می کنی،

محرم تعطیلی

من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم! فاحشه!!!دعایم کن


 
چهارشنبه 26 تیر ماه سال 1387

 

یه ساعت تایپ  کردم همش پاک شد ...

 


 
شنبه 1 تیر ماه سال 1387
تعطیل !‌

 

 

 

این پست آخر

دیگه نمی نویسم

تو هم منتظر من نباش ...

جمیعا خداحافظ !‌

 

نمیخوام اصلا کنارتون باشم

 من خسته ام از همتونم بیزارم

اینو کتبا می نویسمو شاید

 دیگه دیدن شما ها نباشه عادت ...   

 

 


 
دوشنبه 13 خرداد ماه سال 1387

 

 

دوباره بغض خسته

 توی گلوم نشسته ....

 ....


 
پنجشنبه 2 خرداد ماه سال 1387

دلم نمی خواد ...

دلم می خواست...

دلم می خواست بگم همه...

دلم می خواست همه چی ...

دلم می خواست ...

دلم نمی خواد ...

تو نامردی کردی  ...

هنوز دارم...

خیلی . خیلی بیشتر از قبل ...


جمله های بالا کامل بودن  دلم خواست سانسورشون کردم ...

 
سه شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1387
از من بکشین بیرون ...

 

نمیخوام اصلا کنارتون باشم

 من خسته ام از همتونم بیزارم

اینو کتبا می نویسمو شاید

 دیگه دیدن شما ها نباشه عادت ...   


 
شنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1387

آخه مگه میشه این همه اتفاق بد واسه آدم تو یه هفته بیوفته ؟؟!


تو رو خدا برو !‌

قلم می چرخه رو کاغذ با ترس و لرز

آخه خیا نت به عشق و گرفتم از تو درس

بدون پس از تو دستو به عشق نمی دم

آخه بگو کجا دوست داشتنو به چشم ببینم   ؟


به خدا عذابم میده فشار حاصل غم .. ..


 تصادف !‌


 

اون به این !‌

این به اون !

آخرشم نفهمیدیم کی  به کیه ؟


از غمت خدا خدا کن !‌


هر کی هرچی دلش می خواد میگه !


می دونی یه حرف هایی هست که ممکنه آدم  روش نشه بزنه

ولی اگه تو دلت بمونه به عقده میشه بیا با هم درد و دل بکنیم


من داستانم و با نگام می گم

من دوست ندارم ناراحتیام و مستقیم بگم


روزهای خوش من انگشت شمارن !


واسه خدا بودم موش آزمایشگاه

نتیجه ها روبه رو شده با اشکال !‌


از اینکه این همه با تو بودم اصلا ناراحت نیستم

چون دوست  داشتم هر کاریم کردم به خاطر دوست داشتنم بوده


They think I'm crazy

What ? you think so

fuck you ... Fuck you all


دوباره یه گوشه میشینم و واسه دلم می خونم

هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمشیه با اینا می دونم

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمر حال و روز من همینه !


بسه بسه دلم دیدی که عاشقی یه هوسه

مردن لحظه ها توی چشمای من همین بسه


کی حال داره این درسارو بخونه ... امتحانای لعنتی !‌


حس می کنم دلم پره !


زندگیم در حال یه چرخش خیلی بزرگه ... نمی دونم رو به کدوم سمت میوفته ...


با کیم ؟ با توی عاشق پیشه سر به هوا

با توی دیوونه بی سرو پا

ولی دل من حالش خوش نیست !‌


طاقت بیار ...


هنوز از هرچی خارجیه حرص دارم... اگه رشته ام زبان نبود یه کلمه هم انگلیسی حرف نمیزدم !


 قبل حرف ردنت یه کم فکر کن !‌ ببین به کی داری چی میگی ؟

می خوام بدونم به تو چی رسیده ؟

چی می رسید ؟

بی معرفت


دروغ بده !‌


مجنونمو دلزده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا


عجب هفته بدی بود !‌

 

 

 


 
چهارشنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1387

 

 

تو چی داری که می خوای به هیچ بنازی ؟

خانومی متاسفم بپیچ به بازی !‌


 
یکشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1387

 

 دیگه نمی کشم

دوست دارم همتون اینو بدونید !‌


 
سه شنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1387
بعضی وقتها ما هم شبیه همیم

توبا من دوست داریم که نبینی که دوستای قدیمی

 دوستای صمیمی دوست دارم نبینی  

اگه تو این دنیا قلب کثیفت شکست

حقیقت تلخ آره همینه که هست

با اینکه دورت شلوغه ولی هنوز تنهایی

وقتی هرجایی یه چیزی همیشه کم داری

همش عجله انگار باید مسابقه بدم

مواظب باشم چون قراره  محاکمه بشم

تو چشه همه دیگه نیست مطابق میلم

خیلی کارام همه چی هستو نیست هیچی

میگن جوونی واسه همینه گیج میشی

 تا اینکه همه چی تموم میشه پیر میشی

الان زنده ام ۲۲ سال دقیق

 همه چی برام علامت سواله همین

دورت پره آدمه اگه خایه مال باشی

وگرنه تنهاباید مثل زن خانه دار باشی

دیگه به همه شک دارم همه کفتارن

عین یه روبات عین یه دستگاهن

۹۰٪  شخصیتشون سانسوره

 یا شاید تمام این مدت تصور من خام بوده 

خیلی چیزارو نتونستم عوض کنم

واسه همین آخرش خودم عوض شدم

پس نگو چرا غمگینی

چون آخرش تو هم  بی احساسو

 بی صفت مثل سنگ میشی

 قلب سنگیت می کنه سنگینی

 اینو خوب بفهم اگه تاحالا نفهمیدی

که نزنی می خوری نکشی میکشنت

نخوری می خورن نپایی میدزدنش

هر انسانی یه زیپ پشتشه

اون زیپ و بده پایین میبینی اونم مثل تو یه کس کشه

...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
دوشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1387
Leave Me Alone I'm Lonely

 

Go away

Give me a chance to miss you

Say goodbye

It'll make me want to kiss you

I love you so

Much more when you're not here

Watchin all the bad shows

Drinking all of my beer

 

I don't believe Adam and Eve

Spent every goddamn day together

If you give me some room there will be room enough for two

 

Tonight

Leave me alone I'm lonely

Alone I'm lonely

I'm tired

Leave me alone I'm lonely

Alone I'm lonely tonight

 

I don't wanna wake up with another

But I don't wanna always wake up with you either

No you can't hop into my shower

All I ask for is one fuckkin' hour

You taste so sweet

But I can't eat the same thing every day

Cuttin off the phone

Leave me the fuck alone

...

 


 
سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387
عطایی

۲ سال پیش همین وبلاگ :

امدم تهران !‌... با لباس مشکی امدم... خونه نرفتم ؛ ولی بهشت زهرا زیاد رفتم ... دیگه نمیگن عطایی می گن خدا بیا مرز !

شب جمعه ها دیگه نمیشه رفت خونه خدا بیامرز جدیدا  میرن بهشت زهرا  ... سارا هم دیگه حق نداره بگه بابا ... آخه  جدیدا نداره ...

          

راسی عطایی اون موقعی که رو زمین بودی هنوز جون داشتی اسم کیو صدا کردی ؟  خدا ؟   سارا ؟  لیلا ؟عطایی پول ماشینو که ریخته بودی... دیروز تحویل می دادنش کسی هم نرفت بگیرتشخوب شد نگرفتنش و گرنه با ماشین نو میومدن بهشت زهرا !‌... حالا اگه خودت بودی کجا اول می رفتی ؟ حتمآ ۱۰ بار نقششو کشیده بودی ؟ ...  موقع خاک کردنت لیلا خیلی زجر کشید ...  بقل من بود کسی زورش بهش نمی رسید من گرفته بودمش ولی برا ۱ ثانیه هم نتونستم آرومش کنم همش دورو برمو نگاه می کردم تورو صدا کنم ازت کمک می خواستم .. فقط کافی بود ۱ بار بگی بهش لیلا ! ... عطایی ناهر بعذ مراسم خاکسپاریت کباب دادیم .. همیشه من و تو سر کباب خوردن مشکل داشتیم  .. کاش بازم کبابمو یواشکی بر می داشتی ...  عطایی یادته به سارا یاد دادی بهم بگه کچل‌؟ روز اول که دیدمش بهم کفت حسین کچل ! ... اگه تو بودی بهش میگفتی بابا بگو آشخور ... عطایی بزا اینو بگم نمی دونی وختی دیدم آتیش گرفتم  حاضر بودم من بجات میمردم تو بالا سر سارا بودی ... شب بعد ۴ روز سارا گیر داد بابا عطایییمو می خوام .. به مامانش گفته مامان بابا خونس من می دونم پاشو بریم  ...لیلا هم  نصف شب برا دل بچش که بابا یی  دیگه نداررو  می خواد ببینه تو خیابون راه افتاده ! یه زره رفته نتونسته تحمل کنه بر گشتهکی می تونسته تحمل کنه ؟؟  فردا صبح سر صبونه دیدم سارا امد بالا زود بقلش کردم گفتم بیا بریم صبونه بخوریم ... جیغ زد گفت ولم کن تا حالا اینطوری ندیده بودمش گذاشتمش رو زمین رفت سر سفره صورت تمام مردا رو نگاه کرد ... می دونی چرا  ؟ آره دنباله تو می گشت نتونستم تحمل کنم رفتم تو  را پله ... عطایی ۳مت نبودی ختمت الجواد بود همون که تو میدون هفت تیر ه ..بالای ۶۰۰ -۷۰۰ نفر امدن میدون بسته شده بود.  این جمعیت میگه که تو با هرکی رابطه داشتی بهش خوبی کردی .خیالت راحت همه پشت سرت دارن تعریف می کنن همه می گن آدمای خوب همیشه میمیرن حیف .... تو چرا .... سارا   ۳ سالشه همش !  ...  

چند وخت دیگه که سارا بزرگتر شد کی می خواد مدرسه ببرتش... کی می خواد بگه نترس بابایی من اینجا می مونم تا تو بیای...

 

سلام !‌ 

چطوری ؟ اون دنیا خوش می گذره یا نه ؟ اینجا که تعریفی نداره ...

تو اینچند وقت که نبودی یه اتفاقایی افتاد ...

بعد تو تا چند وقت تو این دادگاهها لیلا دنبال کارایه ورثه اینا بود ... خونتون ۲ بار عوص شد

الان جاش بد نیست ...

سارا هم بزرگتر شده ... شیطون شده ...

محمد عقد کرد ...

بابا علی تو دی مرد ... بیچاره سخت مریض بود  ... اونورا ندیدیش ؟

 فاطی هم شوهر کرد ...

ماشینتم گرفتیم  پراید نقره ایه... لیلا هم کم کم داره رانندگی  یاد می گیره ...

هوس کردم بیام بهشت زهرا ... میام الان اونجا بقیشو به خودت می گم ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 30695


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
من اما هیچ کس را در شبی تاریک و طوفانی نکشته ام ... من اما راه بر مرد ربا خواری نبسته ام...  من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجسته ام .
شناسنامه کامل من...
 
 
 
Type Writer Status Bar